قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
171
درة التاج ( فارسى )
نوع دهم - علم ارشاد ، و نصيحت [ ( و ) ] مواعظ ، و امثال ، اين قدر از علوم قرآن آنست كى عقول بشر به آن مىرسذ ، و الّا او بحريست - كى ساحل ندارذ . نوع يازدهم - علم معانى . و آن معرفت خواصّ تراكيب كلام باشذ در افادت - و آنج متّصل شود بتراكيب « 1 » : از استحسان - و غيره ، تا محترز شوند - بسبب وقوف بر آن خواصّ ، از خطا در تطبيق كلام ، بر آن وجه - كى حال مقتضى آن باشد . نوع دوازدهم - علم « 2 » بيان . - و آن معرفت ايراد معنى واحدست - در طرق « 3 » مختلف : بزيادت وضوح ، و خفا ، در دلالت بر آن - و نقصان آن ، - تا احتراز كنند بوقوف بر آن از خطا در مطابقه ، كلام مر تمام « 4 » مراد ازو . ركن دوّم علم اخبار رسول عليه السلم و آن نيز انواع است . جون دانستن اسماء محدّثين و مدلّسين « 5 » و كنى - و القاب ، و قبايل -
--> ( 1 ) - بتراكيب كلام - م . ( 2 ) - در علم - ط - ه . ( 3 ) - بطرق - ط - ه . ( 4 ) - كلام و تمام - ط - ه . ( 5 ) - مدلسين - اصل - م . مدلّس - كسى است - كه عيب حديث را بپوشاند ، - و تدليس : گاهى در اسناد است به اين كه راوى از كسى كه ملاقات كرده يا معاصر است چنان روايت كند كه پندارند او خود شنيده است : مثل : قال فلان ، يا : عن فلان . - در صورتى - كه خبر را در كتاب مروىّ عنه ديده ، يا بواسطهء ديگرى از وى شنيده است ( امّا اگر صريحا سمعنا ، يا حدّثنا بگويد با اينكه از خود او نشنيده باشد كذّاب - و مجروح است نه مدلّس ) . و بسا مدلّس نام شيخ خود را در سند روايت ميآورد ولى راوى ديگر را كه كودك يا ضعيف است مىاندازد تا حديث را عالى - و نيكو جلوه دهد ، و گاهى تدليس در شيوخ اجازه است - به اين كه از شيخ حديثى كه شنيده روايت كند ، ولى او را در سند بنام و نشان يا نسبت و كنيه و صفتى ياد كند كه غير معروف است . تدليس باخبار خود مدلّس ، يا بيقين حاصل كردن عالم متخصّص شناخته مىشود . در پذيرفتن اخبار از كسى كه سابقهء تدليس دارد سه قول است - شهيد ثانى بتفصيل قائل شده - گويد سندى كه صريحا متصل آورده پذيرفته مىشود و آنچه محتمل قطع و ارسال مىباشد مردود است . - در كتب درايه در مدلّس در ضمن مدلّس - كه قسمى از اخبار ضعيف است گفتگو مىشود .